.:. قاصدک+ .:.

.:: قاصدک پلاس ؛ اندیشه هایی با طعم نمک ::.

.:. قاصدک+ .:.

.:: قاصدک پلاس ؛ اندیشه هایی با طعم نمک ::.

.:.  قاصدک+  .:.

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «داستانک» ثبت شده است

========== ==========
|   السید شهدا الذی قتلوا عطشانا  |
====================


آیت الله العظمی اراکی فرمود:

شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت,

پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟

با لبخند گفت خیر .

سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟

گفت نه!

با تعجب پرسیدم پس راز این مقام چیست؟

جواب داد هدیه مولایم حسین(ع) است! گفتم چطور؟

با اشک گفت آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛

ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی!

پس چه کشید پسر فاطمه(س)؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین(ع) حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد

آن لحظه که صورتم را بر خاک گذاشتند امام حسین(ع) آمد و گفت به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
220Volt:همانا از قتل حسین(ع)حرارتیست در قلوب مومنین که هیچ خاموش نمی شود

۱ ایده موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ فروردين ۹۲ ، ۱۲:۳۸
.:عقیل©:.
پیرمردی نارنجی پوش در حالی که کودک را در آغوش داشت

با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت:خواهش می کنم به داد این بچه برسید.

بچه ماشین بهش زد و فرار کرد.

پرستار : این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو پرداخت کنید.

پیرمرد: اما من پولی ندارم پدر و مادر این بچه رو هم نمی شناسم.

خواهش می کنم عملش کنید من پول و تا شب براتون میارم

پرستار : با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید.

اما دکتر بدون اینکه به کودک نگاهی بیندازد گفت:

این قانون بیمارستانه. باید پول قبل از عمل پرداخت بشه.

صبح روز بعد…
همان دکتر سر مزار دختر کوچکش ماتش برده بود و به دیروزش می اندیشید

۱ ایده موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ اسفند ۹۱ ، ۱۴:۵۸
.:عقیل©:.
جنایت کاری که یک آدم را کشته بود، در حال فرار و آوارگی، با لباس ژنده و پرگرد و خاک و دست و صورت کثیف، خسته و کوفته ، به یک دهکده رسید.

۱ ایده موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ بهمن ۹۱ ، ۱۱:۵۷
.:عقیل©:.